تبلیغات

سوال: من به عنوان یک بنده‌ای كه محتاج عنایت خدا هستم و در عین حال گناهان زیادی مرتكب شده‌ام، به چه شکل به خداوند متوسل شوم؟

و چه طور از خدا درخواست کنم که اولا رضایت خدا را از دست ندهم، به این بیان که این حاجت من، من را از خدا دور نکنه و در عین حال به حاجتم برسم.

جواب: در مورد قسمت اول سوالتان باید عرض كنم كه توسل كردن در حقیقت واسطه قرار دادن كسی برای رسیدن به شخصی دیگر و جلب رضایت او و یا رسیدن به مقصود است، لذا توسل به خداوند معنی ندارد و در حقیقت ما می‌خواهیم به چیزهای دیگری كه آبرویی پیش خدا دارند توسل كرده و بواسطه آنها رضایت خدا را كسب كنیم.

با این مقدمه سوال شما را به اینصورت تصحیح میكنم كه با وجود این همه گناه ما چگونه با توسل به دیگران به خداوند تبارك و تعالی وصل شده و رضایت او را جلب كنیم؟

روشن است كه با شرح جواب این سوال، جواب سوال دوم هم كه مربوط به نحوه طلب حاجت از خدا و جلب رضایت او همراه با رسیدن به حاجت می‌باشد انشاء‌الله مشخص خواهد شد.

حال به جواب می‌پردازیم.

ابتدا مختصرا به معنی توسل در لغت می‌پردازم.

توسل در لغت به معناى تمسك جستن به وسیله‏اى براى نیل به مقصود است. از آن جا كه خداوند، جهان هستى را بر اساس نظام اسباب و مسببات قرار داده است و فیض خود را تنها از طریق مجارى و اسباب اعطا مى‏كن. انسان براى رسیدن به مقصود خویش، باید به اسباب و وسایط متوسّل شود.

مثلًا اگر بخواهد زمین خشك و بایرى را تبدیل به مزرعه‏اى سر سبز و یا باغى آباد كند، باید زمین را شخم بزند، نهال یا دانه و بذر درون زمین بكارد، به موقع، به آنها كود و آب بدهد، به اندازه لازم سم پاشى كند و یا مثلا اگر مى‏خواهد به طبقه دوم یا سوم یك ساختمان برسد، باید از پله‏هاى آن بالا رود، یا سوار آسانسوز یا پله برقى شود و همینطور در سایر كارهاى روزمره زندگى، انسان به اسباب و وسایل براى رسیدن به مقصود خود تمسّك و توسّل مى‏جوید.

بر این اساس، توسّل لازمه زندگى انسان در جهان هستى است جهانى كه بر آن قانون اسباب و مسببات حكم فرما است.

بنابراین، خداوند كه هستى عالم از او است و ادامه هستى و هر حركت و تغییرى وابسته به او و ناشى از فیض او است، خود براى اعطاى فیض خویش، مجارى و اسبابى را قرار داده است. بر همین اساس، خداوند امورى را به عنوان اسباب و وسایل در جهت تقرب ونزدیكى به درگاه خویش و برآمدن حاجات، قرار داده است و ما را به توسل به آن امور، امر كرده است:

«یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و ابتغوا الیه الوسیله» یعنی: "اى مؤمنان پرواى الهی داشته باشید و به سوى او وسیله تحصیل كنید"

با توجه به اطلاق كلمه «وسیله» در آیه شریفه، این كلمه معنایى وسیع و گسترده دارد و شامل هر آنچه كه صلاحیت نزدیك كردن انسان به پیشگاه خداوند را دارد، مى‏شود. همچنان كه نماز و روزه، احسان به یتیم، دستگیرى از مستمندان، خدمت به خلق خدا و وسیله تقرب به خداوند هستند استمداد به ارواح مطهر پیامبران و اولیاى الهى و درخواست دعا از آنان نیز وسیله تقرب به خداوند است كه در روایات و سیره معصومین بر آن تأكید شده است.

به عنوان نمونه پیامبر اكرم به شخصى نیازمند كه- به ایشان مراجعه كرده بود- شیوه توسل را یاد مى‏دهد: «اللهم انى اسألك و اتوجه الیك بنبیك نبى الرحمه»

و روایات بسیار زیادى كه در این زمینه وارد شده است. بنابراین، حقیقت توسّل به اولیاى الهى، تمسّك به اسباب و وسایل قرب به خداوند است. با توجه به حقیقت توسّل ضرورت آن آشكار مى‏شود، زیرا عالم هستى بر اساس نظام اسباب و مسببات استوار است و تمسك به اسباب و وسایل، براى نیل به مقصود و تحصیل كمالات مادى و معنوى، لازمه این نظام است و خداوند نیز انسان را در جهت كسب كمالات معنویو قرب به درگاه خویش، امر به تمسك به وسایل، یعنى، امر به توسل كرده است.

حال با این مقدمه به جواب پرسش شما می‌پردازیم كه راه این توسل و برآورده شدن حاجات چیست؟

در این راستا، علاوه بر اعمال صالح و نیك مثل انفاق به مستمندان خدمت به خلق خدا، برآوردن نیازهاى هم‏نوعان و عباداتى همچون نماز و روزه- كه مورد رضایت خداوند و به منظور تقرب به درگاه الهى تشریع شده است- مى‏توان به انسان‏هاى پاك و معصوم و وارسته‏ای كه مَرضِىِّ خداوند و از مقربان درگاه الهى‏اند، (همچون انبیاى الهى و به ویژه پیامبر خاتم و ائمه معصومین علیهم‌السلام) توسّل جست. در حقیقت توسل به اولیاى الهى، به معناى واسطه (و سبب) قرار دادن آن انسان‏هاى پاك و مقرب درگاه الهى و طلب دعاى خیر آنان در حق متوسلان است.

هر انسانى مستقیما مى تواند با خداوند ارتباط برقرار كند و طلب فیض كند ولى براى این كه قطعا از فیوضات الهى بهره مند گردد و درخواست او برآورده گردد به اولیاى الهى متوسل مى شود تا به واسطه مستجاب بودن دعاى اولیاى الهى، او به حاجت خود برسد چنان كه فرزندان یعقوب (ع) از پدر درخواست كردند كه به درگاه خداوند براى آنان طلب آمرزش كنند و حضرت یعقوب (ع) آنان را از چنین كارى باز نداشت و به آنان نگفت كه خود به طور مستقیم به درگاه خداوند دعا كنید. بلكه به آنان وعده داد كه از درگاه خداوند بر آنان طلب آمرزش خواهد كرد: «قال سوف استغفر لكم ربى انه هو الغفور الرحیم» (توبه، آیه 80).

گفتنى است علت این كه خداوند به پیامبران و اولیاى الهى، چنین نقشى را داده تا مردم به آنان به عنوان واسطه و سبب بنگرند، این است كه اولا خداوند، با این كار، اولیاى خود را در كانون توجه و اقبال مردم قرار مى دهد تا در عمل، مردم با مراجعه به آنان و الگوگیرى از آنان، به طریق هدایت و سعادت دست یابند. ثانیا از آن جا كه اولیاى الهى، انسان‏هایى مثل خود ما هستند، خیلى زود و راحت مى‏توانیم با آنان رابطه عاطفى و نزدیك برقرار مى‏كنیم و همین ارتباط سریع، ما را به این اسوه‏ها نزدیك مى‏كند و ما را در معرض هدایت آنان قرارمى‏دهد.

حال با این بیانات روشن شد كه چگونگی رسیدن به خدا علاوه بر انجام كارهای خیر و نماز و روزه و ... توجه و توسل به ائمه اطهار علیهم‌السلام و طلب دعا از آنهاست كه از خدا بخواهند گناهان ما را ببخشد.

اما جواب فقره دوم سوال:

در مورد اینكه ما چكار كنیم كه هم خدا از ما راضی باشد هم به حاجتمان برسیم باید عرض كنم كه این دو باهم قابل اكتساب نیست و رسیدن به هر دو در دست ما نیست.

آنچه كه مهم است این است كه ما در صدد جلب رضایت خدا باشیم و به او توجه داشته باشیم و همواره در كارها و دعاهامون از حدود و ثغوری كه او تعیین كرده تجاوز نكنیم. به این معنی كه هر چه كه واجب كرده عمل كنیم و هر آنچه را كه حرام كرده از آنها اجتناب كنیم و چون خواستن حاجت هم نوعی عبادت تلقی می‌شود لذا باید دعاهامونو هم به عرض او برسانیم.

اما در مورد نتیجه دعا‌ها این فرضیه كاملا باطل و نشدنی است كه ما به همه خواسته‌هامون برسیم، هرچند كه همه آنها چه مستجاب بشوند و یا مستجاب نشوند اجر اخروی دارند و به دلیل تواضع ما در مقابل خدا، حسناتی در پرونده‌مان نوشته می‌شود.

چون كه به چند دلیل ممكن است دعاهای ما مستجاب نشود كه عبارتند از:

1.                 ضرر داشتن خواسته ما به دین یا دنیای ما: به اینصورت كه ممكن است ما چیزی بخواهیم ولی آن چیز (مثلا ازدواج با فلان شخص) در آینده دور یا نزدیك باعث بشود كه ما دین و ایمان خود را از دست بدهیم و طعمه جهنم شویم؛ لذا خداوند تبارك و تعالی كه به ما محبتی بیشتر از محبت خود ما به خودمان دارد این دعای ما را برآورده نمی‌كند.

2.                 تبدیل حاجت: به اینصورت كه ما از خدا ماشین بخواهیم و او تحصیلات عالیه قسمت كند و ...

3.                 تاخیر برآورده شدن حاجت: یعنی دعامون مستجاب شده اما بدلیل مصالحی مثل تضرع و عبادت بیشتر و دعای زیاد و خوش داشتن التماس بنده از ناحیه خدا، این دعا به تاخیر می‌افتد و خداوند به ملائكه می‌فرمایند من دعایش را مستجاب كرده‌ام اما كمی صبر كنید چون صدای او را دوست دارم.

4.                 كفاره گناه: شاید كار گناهی از انسان سر زده كه مستحق عقوبتی سخت در آتیه نزدیك یا دور است اما این دعا باعث میشود كه آن گناه از پرونده‌اش پاك شده و عقوبت آن را خدا ببخشد. در نتیجه حاجت مورد نظر ما برآورده نشده و در مقابل به محو گناه می‌رسیم.

5.                 ......