تبلیغات
سوال از شما و پاسخ از ما - مطالب شهریور 1390

*** هزار دوست كم است و یك دشمن بسیار ***

دین نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم قبل از بعثت:

نویسنده :رسول دوستی
تاریخ:چهارشنبه 16 شهریور 1390-09:47 ب.ظ

 

تردیدی نیست كه محمد بن عبدالله‏ صلی الله علیه و آله از لحظه‏ای كه چشم به جهان گشود تا آن لحظه كه چشم از جهان فرو بست جز خداوند یكتا را نپرستید. پدران و اجداد او نیز همه موحد و خداپرست بودند. اما درباره این‌که آیین آن حضرت پیش از بعثت چه بوده، آرای مختلفی ارائه شده است. برخی گویند متعبد به دینی نبوده است، گروهی گویند پیرو آیینی بوده ولی در این‌که آن آیین دین حضرت نوح، ابراهیم، موسی یا عیسی علیهم السلام بوده اختلاف دارند. برخی نیز در این مطلب توقف كرده و گفته‏اند هر دو امر ممكن است و ترجیحی نیز در بین نیست. بزرگان اهل سنت و دانشمندان شیعه در این‏باره به تفصیل سخن گفته‏اند.

از مجموع مباحثی كه در این زمینه مطرح شده است این نكته به دست می‏آید كه رسول خدا صلی الله علیه و آله قبل از بعثت نیز زمینه و درجاتی از مقام نبوت را دارا بوده و با تعبّد به دین خود كلیات احكام آن را انجام می‏داده ولی مأمور به تبلیغ نبوده است، به اصطلاح به نوعی نبی بوده است نه رسول، دلایل و شواهد زیادی بر این مدعا موجود است.

 ابن‏سعد در طبقات 1/148 نقل می‏كند شخصی از رسول خدا صلی الله علیه و آله پرسید: « مَتی كُنْت نَبِیّاً؟» چه زمانی پیامبر بودی؟

اصحاب گفتند: ساكت! ساكت! پیامبر فرمود: «دَعُوهُ» رهایش كنید. آن‌گاه خطاب به آن شخص فرمود: «كُنْتُ نَبِیّاً و آدَمُ بَیْنَ الرُّوحِ وَالْجَسَدِ». من پیامبر بودم درحالی‏كه آدم بین روح و جسد به‏سر می‏برد.

كنایه از این‌که هنوز خلقت آدم كامل نشده بود.

هم‌چنین به روایت دلائل النبوة ابونعیم اصفهانی /42 فرمود: «كُنْتُ أَوَّلَ النَّبِیِّینَ فِی الْخَلْقِ وآخِرَهُمْ فی الْبَعْثِ». من نخستین پیامبران در خلقت و آخرینِ آنان در بعثت بودم.

امیرالمؤمنین در نهج البلاغه /200 می‏فرماید: «وَ لَقَدْ قَرَنَ اللهُ بِهِ صلی الله علیه و آله مِنْ لَدُنْ أَنْ كانَ فَطِیماً أَعْظَمَ مَلَكٍ مِنْ مَلائِكَتِهِ یَسْلُكُ بِهِ طَرِیقَ الْمَكارِمِ وَمَحاسِنَ أَخْلاقِ الْعالَمِ لَیْلَهُ ونَهارَهُ».

هنگامی كه پیامبر صلی الله علیه و آله از شیر گرفته شد خداوند بزرگ‌ترین فرشته از فرشتگانش را همنشین او گردانید تا شبانه‏روز وی را به راه‏های بزرگواری و اخلاق نیك جهان رهنمون سازد.

این مضمون در منابع اهل سنت نیز از جمله در بهجة المحافل 1/58 آمده است.

به روایت احتجاج طبرسی 1/133 حضرت فاطمه نیز در خطبه تاریخی و مشهور خود در این‏باره فرموده است: «أَشْهَدُ أَنَّ أَبی مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ، اِخْتارَهُ قَبْلَ أَنْ أَرْسَلَهُ وَسَمّاهُ قَبْلَ أَنِ اجْتَباهُ وَاصْطَفاهُ قَبْلَ أَنِ ابْتَعَثَهُ». گواهی می‏دهم كه پدرم محمد بنده و فرستاده خداست. پیش از آن‌که او را بفرستد انتخاب كرد و پیش از آن‌که برگزیند نامید و پیش از آن‌که مبعوث گرداند برگزید.

فَتّال نیشابوری در روضة الواعظین /52 گوید: «طایفه شیعه اجماع دارند بر این‌که رسول خدا صلی الله علیه و آله در نهان رسول و نبی بود و از زمانی كه خداوند تعالی او را مكلف كرد، برخلاف آن‌چه قریش انجام می‏دادند روزه می‏گرفت و نماز می‏خواند. چون چهل ساله شد خداوند عزّوجلّ به جبرئیل فرمان داد نزد او برود و فرمان آشكار كردن رسالت را به او ابلاغ كند». علامه مجلسی در بحار الانوار 18/277 پس از نقل اقوال علما می‏گوید: «آن‌چه از اخبار معتبر و آثار مستفیض برای من روشن شده این است كه آن حضرت قبل از بعثتش از زمانی كه خداوند در ابتدای سنش عقلش را كامل كرد نبی و مؤیّد به روح‏القدس بود، فرشته با وی سخن می‏گفت، سخن فرشته را می‏شنید و در خواب او را می‏دید. سپس بعد از چهل سالگی رسول گردید، با فرشته روبه‏رو سخن می‏گفت و قرآن بر وی نازل شد و مأمور به تبلیغ گردید». اجماع شیعه بر عصمت پیامبر قبل از بعثت نیز مؤید همین نظریه است.

اینكه در برخی منابع درباره دین پیامبر آمده است: «كانَ عَلی دِینِ قومِهِ» بر دین طایفه خویش بوده، مقصود بت‏پرستی نیست بلكه مراد دین حضرت ابراهیم است كه در صدر اسلام هنوز پیروانی در بین قریش و به‏ویژه در طایفه بنی‏هاشم داشته و به فرموده امام صادق علیه السلام برخی از سنن و آداب رایج نزد عرب‏ها بقایای دین حنیف ابراهیم علیه السلام بوده است. بیهقی در دلائل النبوه 2/37 و ابن‏اثیر در نهایه 2/148 تصریح كرده‏اند كه مراد از «دین قومه» دین حضرت ابراهیم بوده است.

در باره این‌که خداوند در آیه پنجاه و دو سورة شوری خطاب به پیامبر می‏فرماید:

«مَا كُنْتَ تَدْرِی مَا الْكِتَابُ وَلاَ الإِیمَانُ».

تو نمی‏دانستی كتاب و ایمان چیست.

علامه طباطبایی در المیزان 8/77 می‏فرماید: مقصود این است كه دین اسلام را به تفصیل نمی‏دانستی. پس منافات ندارد كه حضرت به طور اجمال از دین اسلام آگاه بوده است و این‌که در آیه صد و بیست و سه نحل اشاره دارد به این‌که رسول خدا باید از برخی پیامبران پیشین پیروی كند مقصود پیروی در اصل توحید و یكتاپرستی و تداوم آن است نه پیروی از شریعت آنان.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

عكس كاربر

نویسنده :رسول دوستی
تاریخ:شنبه 12 شهریور 1390-07:45 ب.ظ

http://www.up.mihancamp.com/images/6gk8mglh7wtrhd2mxc1q.jpg



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

حتما بخوانید. بسیار آموزنده است. داستان كوتاه

نویسنده :رسول دوستی
تاریخ:شنبه 12 شهریور 1390-10:56 ق.ظ

استادی درشروع کلاس درس، لیوانی پراز آب به دست گرفت. آن را بالا گرفت که همه ببینند. بعد از شاگردان پرسید: به نظر شما وزن این لیوان چقدر است ؟

شاگردان جواب دادند: ۵٠ گرم ، ١٠٠ گرم ، ١۵٠ گرم

استاد گفت : من هم بدون وزن کردن ، نمی دانم دقیقا وزنش چقدراست.

اما سوال من این است : اگر من این لیوان آب را چند دقیقه همین طور نگه دارم، چه اتفاقی خواهد افتاد.

شاگردان گفتند : هیچ اتفاقی نمی افتد .

استاد پرسید : خوب ، اگر یک ساعت همین طور نگه دارم ، چه اتفاقی می افتد ؟

یکی از شاگردان گفت : دست تان کم کم درد میگیرد.

ادامه ی مطلب را بخوانید....

حق با توست . حالا اگر یک روز تمام آن را نگه دارم چه ؟

شاگرد دیگری جسارتا گفت : دست تان بی حس می شود. عضلات به شدت تحت فشار قرار میگیرند و فلج می شوند. و مطمئناً کارتان به بیمارستان خواهد کشید و همه شاگردان خندیدند…

استاد گفت: خیلی خوب است ولی آیا در این مدت وزن لیوان تغییرکرده است؟

شاگردان جواب دادند: نه

پس چه چیز باعث درد و فشار روی عضلات می شود؟ درعوض من چه باید بکنم؟

شاگردان گیج شدند. یکی از آنها گفت: لیوان را زمین بگذارید.

استاد گفت: دقیقا مشکلات زندگی هم مثل همین است. اگر آنها را چند دقیقه در ذهن تان نگه دارید. اشکالی ندارد اگر مدت طولانی تری به آنها فکر کنید، به درد خواهند آمد. اگر بیشتر از آن
نگه شان دارید، فلج تان می کنند و دیگر قادر به انجام کاری نخواهید بود.

فکرکردن به مشکلات ز ندگی مهم است. اما مهم تر آن است که در پایان هر روز و پیش از خواب ،آنها را زمین بگذارید. به این ترتیب تحت فشار قرار نم ی گیرند، هر روز صبح سرحال و قوی بیدار م ی شوید و قادر خواهید بود از عهده هر مسئله و چالشی که برایتان پیش می آید، برآیید!

دوست من، یادت باشد که لیوان آب را همین امروز زمین بگذاری. زندگی همین است!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بین ما و صاحب ما فاصله افتاده است

نویسنده :رسول دوستی
تاریخ:شنبه 12 شهریور 1390-10:47 ق.ظ

به گزارش خبرنگار سرویس قاب نقره برنا، عالمان ربانی و صاحبدلان اهل راز، آنان که با مهدی آل محمد(عجل الله تعالی فرجه الشریف) پیوند و عقله‌ای دیرینه دارند، و در ندبه‌ها و ناله‌های شبانه‌شان، همواره فرج حضرتش را از درگاه دوست تمنا می‌کنند، مدام نفس خود را کشیک می‌کشند که مبادا کاری از ایشان سر زند که مطلوب و محبوب آن دلدار بی‌مثال نباشد. از این رو هم خود را می‌پایند و هم دیگران را نسبت به مراقبت بر این دقیقه سفارش می کنند.

فقیه فقید، و عارف دانای راز، حضرت آیت الله العظمی بهجت که به تعبیر مقام معظم رهبری، سرچشمه پایان ناپذیر فیوضات معنوی بودند، یکی از این نمونه‌هاست. آنچه می‌خوانید درباره انتظار فرج و تحصیل مقدمات آن است :

همه می‌دانیم زعیم ما در این زمان غیبت، دست بسته و زندانى است و حق ندارد در میان جمعیت، خود را معرفى كند و نشان دهد.

آقایى گفته بود: در خواب دیدم گروهى آمدند از شهر عبور كنند، مخفیانه با هم وعده گذاشتند كه خود و جاى خود را پنهان كنند و پس از خرید از بازار و انجام كارهایشان، یكى یكى در محل و یا قهوه خانه اى خاص همدیگر را ببینند. ـ نعوذُبالله ـ مثل قاچاقچى ها و دزدها كه از شهر و اهل آن در وحشتند، جدا جدا و یكى یكى در فلان محل یا قهوه خانه یكدیگر را ملاقات كنند.

تا این كه در خواب دیدم دور هم جمع شدند، همه آدم هاى نورانى بودند، به حدى كه نمی‌شناختم رییس آن ها كدام است، و مُعَمم نبودند جز یكى از آن ها ولى از بس نورانى بودند تشخیص نمی‌دادم كه او رییس است. یكى از آن ها درباره من چیزهایى می‌گفت، خبرهایى می‌داد. یك مرتبه یكى از آن ها به او اشاره كرد كه دیگر نگو، و او ساكت شد، از این جا فهمیدم كه رییس همان شخص است و متوجه شدم كه مُعَمم در میان آن ها فقط او بود.

بله، كار صاحب ما ـ عجل الله تعالى فرجه الشریف ـ نعوذ بالله به جایى رسیده كه یقین داریم بسیارى از حكومت ها، او و یارانش را مفسد و جانى و اخلالگر می‌دانند و اگر به آن‌ها دسترسى پیدا كنند، اعدام می‌كنند! اگر ما او را نمی‌شناسیم، او همه ما را می‌شناسد و می‌داند و می‌بیند.

بالاخره، در این عصر بین ما و زعیم ما فاصله افتاده و او گرفتار است، خدا می‌داند اگر نُواب اربعه زیادتر بودند چه بلاهایى بر سر آن ها می‌آوردند! اگر چه علماى بزرگى هم چون شیخ مفید ـ قدس سره ـ بوده اند، ولى نواب اربعه از جهاتى راجح بوده اند.

آیا با وجود این می‌شود در این زمان غیبت كارى كرد؟! آیا مقاتله و جهاد، بر ضرر مسلمانان تمام نمی‌شود؟! حال اگر مقاتله نشد و یا نكردیم، آیا راهى براى اصلاح خود و اصلاح دیگران و جامعه داریم یا نه؟ آیا راهى جهت حفظ خود از فساد و اصلاح فاسدهاى قابل اصلاح در جامعه وجود دارد یا خیر؟

به گمان بنده این یك راهى است كه هیچ كس نمی‌تواند انكار كند كه نشدنى است، و یا این كه پیش نمی‌رود و بى نتیجه و بى فایده است. و در عین حال، اشكالاتى و معذوراتى را كه راه هاى دیگر دارند، ندارد.

آن راه این است كه هر شخصى باید برنامه اصلاحیه اى براى خود تهیه كند؛ به این صورت كه مشخص كند این ها اصول اعتقاداتى است كه من به آن ها یقین دارم، در زمینه توحید و نبوت و امامت و... و این ها معتقدات بنده است و از روى دلیل بدان عقیده دارم خواه اظهار بكنم یا نكنم، و خواه چیزى اتفاق بیفتد، یا نیفتد، حتى اگر حكومت، دست سفیانى بیفتد و من مجبور شوم كه از روى تقیه به او بگویم: «أَلْحَق مَعَك»؛ (حق با تو است.) ـ چون اگر نگویم كشته می‌شوم، و یا نزدیكان و دوستانم كشته می‌شوند ـ اشكالى نداشته باشد.

پس از آن كه انسان برنامه خود را درست كرد، باید اول خودش به آن التزام عملى داشته و به آن متعهد شود تا از ناحیه آخرتى خاطر جمع گردد، و پس از آن كه خود را با این برنامه اصلاحى اصلاح كرد، می‌تواند دیگران را، هر چند افراد مُنصِف را، با خود هم عقیده كند، و تدریجا به افراد بگوید كه این عقیده من است و این هم دلیل من.

به این ترتیب، هر كس می‌تواند كم و بیش دیگران را در برنامه صحیح خود داخل كند. آن افرادى كه به این برنامه عمل می‌كنند اول خود را اصلاح می‌كنند و بعد به نوبه خود با فرد سومی‌مطرح می‌كنند، و مانند شخص اول او را به طریقه صحیح خود دعوت می‌كنند.

بدین ترتیب، هر طالب اصلاحى از روى برنامه و ادله صحیحه وقتى خود را اصلاح كرد، دومی‌و سومی‌و چهارمی‌و... را اصلاح می‌كند، و كار به جایى می‌رسد كه محیط و افراد جامعه همه صالح می‌شوند. آیا این مطلب قابل تشكیك است؟!

با این راه، اهل ایمان و عُقلا و اهل انصاف صالح می‌شوند، و لازم نیست شمشیر به دست بگیریم و با اهل باطل محاربه كنیم و یا با اهل حق محاربه كنیم؛ زیرا در جنگ شروط محاربه لازم است كه براى همه و همیشه میسر نیست؛ ولى ما با این راه می‌توانیم شرایطى را فراهم نماییم كه گروه هاى بسیار و جامعه را اصلاح كنیم و شرط آن چیزى جز اصلاح خود و اصلاح غیر، نیست.

اگر كسى در این كار جدى باشد، گمان نمی‌كنم پشیمان شود، و اگر این برنامه به دست افراد منصف افتاد، دیگرى را اصلاح می‌كند و آن دیگرى هم همین طور، و در نتیجه، برخلاف امراض مُسرى، اصلاحات مسرى، تحقق پیدا می‌كند. خداوند متعال می‌فرماید:
«وَمَنْ أَحْیَاهَا فَكَأَنمَآ أَحْیَا الناسَ جَمِیعًا»(2) هر كس یكى را احیا كند، گویا همه مردم را احیا كرده است.

منظور از حیات در این آیه شریفه، نجات دادن از ضلالت و گمراهى در دین است.
این راه اصلاح را نباید كَالعَدَم و نشدنى حساب كنیم، و گرنه پشیمان می‌شویم از این كه می‌توانستیم عادل و صالح فراهم كنیم و نكردیم، و در وُسع ما بود و قدرت داشتیم كه دنیا را به امن و امان و عدالت وادار كنیم و نكردیم.

انوشیروان از مزدك پرسید: قاتل را می‌كشى؟ گفت: نه. گفت: اگر او را نكشى ممكن است صد نفر دیگر را بكشد.
او را و صد هزار تابع او را در یك روز، در یك مجلس كشت.

پی نوشت:
1. بحارالانوار، ج 51، ص 356؛ الغیبة طوسى، ص 384.
2. سوره مائده، آیه 32.


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نظر پسرها در مورد دوست دخترشان

نویسنده :رسول دوستی
تاریخ:شنبه 12 شهریور 1390-10:21 ق.ظ

بسیاری از پسران به جهت ایجاد ارتباط جنسی دوست می شوند در مورد دختران نیز آن دسته از دخترانی که بی بند و بارند به این سمت و سو گرایش پیدا می‌کنند.


برنا: یکی از معضلات اجتماعی که هر روز به تعداد جوانان درگیر به آن اضافه می شود دوستی های خیابانی است که به دنبال آن احتمال افزایش ارتباط‌های نامشروع در جامعه وجود دارد، غافل از اینکه آینده ای مبهم، پر از ناراحتی های روحی و جسمی را برای خود رقم می زند.

دکتر امان الله قرائی مقدم، جامع شناس و استاد دانشگاه در مورد دوستی های خیابانی به خبرنگار برنا گفت: در بررسی هایی که سال گذشته بر روی ۵۰دختر در استان البرز به صورت نمونه انجام دادیم ملاحظه کردیم که اکثر آنها دچار مشکلات روحی و فکری و عصبی شده اند و کارشان به جاهای باریک کشیده شده است.

وی با اشاره به نظر پسران در مورد چنین دخترانی اظهار داشت: هنگامی که از پسران سوال می شد، آیا با چنین دخترانی ازدواج می کنند، آنها به طور ۱۰۰درصد قبول نمی کردند و می گفتند: به دخترانی که به راحتی با ما دوست شدند، اعتماد نمی کنیم.

قرائی مقدم هدف از تشکیل بسیاری از این نوع دوستی ها را رفع نیازهای جنسی به خصوص از سوی پسران دانست و افزود: بسیاری از پسران به جهت ایجاد ارتباط جنسی دوست می شوند و صداقت و دوستی برای آنها مفهومی ندارد و در مورد دختران نیز آن دسته از دخترانی که بی بند و بارند و از نظر اعتقادی ضعیف هستند به این سمت و سو گرایش پیدا می کنند.

وی در ادامه افزود: اما دخترانی که با ایمان قلبی به خدا عفت خود را حفظ می کنند و دختر بودن خود را مقدس می دانند و هرگز چنین اجازه ای به خود نمی دهند. البته باید توجه داشته باشیم ، دخترانی که دوستی های قبل از ازدواج داشتند همیشه ارتباط جنسی قبلی را به خاطر می آورند و خود را سرزنش می کنند و عذاب وجدان دارند. در عین حالی که برخی نیز همسر خود را مقایسه می کنند.

این جامع شناس به جایگاه این نوع ارتباطات در بین گروه های دوستی اشاره نمود و تصریح کرد: در گروه های دوستی جوانان در داشتن دوست دختر و یا پسر را یک نوع ضعف می دانند. بطوریکه مقام معظم رهبری هم به برنامه ها و فیلم های رواج دهنده این نوع ارتباط در شبکه های ماهواره ای اشاره نمودند که بسیار هشداردهنده است و باید از رواج آن جلوگیری شود؛ البته تلویزیون ما هم در خفا به این نوع ارتباط دامن می زند. بنابراین ما باید از این فروریختگی فرهنگی جلوگیری نماییم.

این استاد دانشگاه نماز و قرآن خواندن را در جلوگیری از این ارتباط بسیار موثر دانست و گفت: روزه گرفتن، خواندن نماز و قرآن و حضور در مساجد گرایش جوانان به خصوص دختران را از خیلی باطلی ها حفظ می کند؛ همانطور که می بینید در مناطق مذهبی که دختران معتقد تری زندگی می کنند،تمایلی به این نوع دوستی ها ندارد.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2  


Admin Logo
themebox Logo

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس